حجابی بنام ادبیات آخوندی

منتشر شده در چهارشنبه, 26 تیر 1392 04:22

گویند چند نفری از متشرعین در باب ذبح شرعی اختلاف داشتند محضر عالمی شرفیاب شدند و مسئله خود را با عالم درمیان گذاشتند، آن عالم گفت: اگر عوداج اربعه منقطع شود فحلال و الا فحرام، مخاطبین که معنای این کلمات را متوجه نمی شدند به یکدیگر گفتند: حاج آقا فعلا قرآن میخواند بهتر است برویم و بعدا می آییم. 

 

همین اول کار گفته باشم که منظورم این نیست که بگم دلیل اصلی فاصله گرفتن برخی از مردم از روحانی ها سبک صحبت کردن طلبه هاست، یا اینکه نمیخوام بگم که فهم کردن یکدیگر فقط از طریق الفاظ اتفاق میفته و اگر یه طلبه ای از این الفاظ امروزی استفاده کنه اما منطق نداشته باشه مردم حرفشو قبول میکنن نه بحث اینا نیست میخوام بگم که استفاده از کلمات عرف جامعه در ارتباط گیری نقش داره همین.

 

حساب کنید یه نفر از آدمهای ششصد سال پیش زنده شده و شما دارین باهاش حرف میزنید بنظرم فهم زبان هم خیلی سخته، ممکنه کلماتی را بکار ببره که امروزه کسی از اون کلمات استفاده نمیکنه برای همین شما باید برای فهم چند جمله، کلی انرژی و وقت بذارین تا بتونید منظور این شخص را متوجه بشید. حالا بماند اینکه آیا میشه همدیگر را فهمید و درک کرد یا نه.

 

 نمیدونم با یه روحانی یا طلبه حرف زدین یا نه؟ بعضی از اونا از ادبیات عجیب و غریبی استفاده میکنند ممکنه در یه روز عیدی به شما بگه اسعدالله ایامکم، یا بخواد از شما تشکر کنه بگه سعیکم مشکور، یا بجای خدا حافظی بگه فی امان الله ، یا بعد نماز بگه تقبل الله، یا صبح که شما را میبینه بگه: صبحکم الله بالخیر و.... این ادبیات اگر چه ممکن است در بین برخی از روحانیان مشهور باشد و آنها بواسطه تکرار این کلمه ها بتوانند با همین عبارتها باهم ارتباط برقرار کنند اما باید توجه داشت که این عبارت ها برای مردم عادی چندان جالب نیست و حتی مکرر این عبارت ها از طرف مردم به تمسخر گرفته میشود حتی ممکنه در یه مجلس طلبه جوانی که این جور حرف میزنه و اداهای آخوندی درمیاره، جوونا بگن حاج آقا را راهنمایی کنید بره بشینه پیش پیرمردها اونا همدیگرو بهتر درک میکنن.

 

یه حاج آقای به اصطلاح امروزی داشت برای بچه های زیر هشت سال حرف میزد، شمردم در یه سخنرانی پنج دقیقه ای که خیلیم سعی میکرد خودشو امروزی و صمیمی نشون بده، بیشتر از بیست کلمه استفاده کرد که حاضرم قسم بخورم حتی یک نفر از این بچه ها معنای این کلمات را نمیدونستن، خب بچه ای که یکی دوبار از این حاج آقاها را به اجبار زیارت کنه و نتونه باهاش ارتباط بگیره و حاج آقا را بفهمه، خب معلومه یه ذهنیتی ایجاد میشه که سخته بعدها درست بشه.

 

1-در محافل علمی و تخصصی هر کسی از زبان خاص خودش استفاده میکند، مثلا پزشکان در محیط خودشان از کلمات و ادبیات خودشان استفاده میکنند، اما وقتی با یه بیمار صحبت میکنند باید براش دقیق توضیح بدهند که مشکل بیمار چیسست، اگر یک بیمار دو سه بار به یک پزشکی مراجعه کرد و حس کرد نمیتواند پزشک را بفهمد دیگر به آن پزشک مراجعه نمیکند، در مورد مسائل اجتماعی و دینی مساله خیلی دقیق تر از اینهاست، وقتی یک اندیشه میخواهد در جامعه جایی داشته باشد علاوه بر پشتوانه منطقی باید در قالبی و ادبیاتی باشد که مخاطب بتواند با آن ارتباط برقرار کند.

 

2-در ارتباط های اجتماعی زبان نقش مهمی در فهم همدیگر دارد از این رو استفاده از کلماتی که دیگران نیز با آن کلمات آشنا هستند به درک بهتر طرفین خواهد انجامید، مخاطبی که به یک روحانی مراجعه میکند دوست دارد پاسخ پرسش خود را بصورت ساده و البته منطقی دریافت کند تا نیاز خود را رفع کند از این رو استفاده از این ادبیات مخاطب را با ابهاماتی مواجه میکند و همین مساله میتواند دلیلی باشد بر اینکه دیگر به این روحانی یا طلبه مراجعه نکند. مساله بعدی این است که در ارتباطهای اجتماعی باید برای ارتباط بهتر از مشترکات سخن گفت تا همنوایی ایجاد شود تا ارتباط ادامه داشته باشد، استفاده از ادبیات آخوندی این همنوایی را بشدت دچار آسیب میکند.

 

3-بخشی از ادبیات آخوندی از اصطلاحات اسلامی هستند مانند حرام، حلال، مستحب، مکروه، بسیاری از این اصطلاحات در بین مردم مسلمان جا افتاده است و استفاده از کلمات جایگزین شاید نتواند کارکرد این کلمات را داشته باشد اما بسیاری از اصطلاحات آخوندی، کلمات عربی هستند که لزوما ربطی به اسلام ندارند و بیشتر ادا و اطفار آخوندی هستند از این رو استفاده از این کلمات حجابی را بین مخاطب و طلبه ایجاد میکند.